Friday, May 9, 2008

یادی از سینمای مجارستان

ایستفان سابو در یکی از مصاحبه‌ها گفته بود: ما برای ساختن فیلم‌های خوب، نیازی به‌بودجه‌های شبه هالیوودی نداریم. او یادآوری می‌کند که چگونه فیلم‌سازان مجارستان در گاز گرفتن دستی که به آن‌ها غذا می‌داد (دولت مجارستان) ماهرترین فیلم‌سازان جهان بودند.

مجارستانی‌ها از این‌که طبقه حاکمه انگولک شود، لذت می‌بردند. ایستفان سابو می‌گوید: موفقیت سینمای مجارستان در آن بود که از رژیم حاکم انتقاد کند. … فیلم‌ها رژیم را مسخره می‌کردند و در عین حال، رژیم برای ساختن آن‌ها پول می‌پرداخت، و این دوجانبه مایه ارضای خاطر بود.

فیلم «مفیستو»ی ایستفان سابو در سال 1982 برنده جایزه اسکار شد و فیلم «امای شیرین، بوبه عزیز» که با کمتر از پانصد هزار دلار در بوداپست تهیه شده بود، توانست خرس نقره‌ای را در چهل و دومین جشنواره بین‌المللی ببرد.

در شرایطی که با انحلال رژیم سابق مجارستان، دیگر نه سرمایه‌گذار دولتی وجود دارد، و نه کیسه بوکسی که انگولکش کنند، فیلم‌سازان شاهد آن هستند که قسمت اعظم بازار فیلم‌های آنان توسط هالیوود تسخیر شده و آن‌ها ناچارند در جستجوی منابع قابل اتکای دیگری باشند.

فیلم‌های مجارستانی که بیشتر هنری و جدی بودند، هرگز فراوانی مخاطبان را مورد نظر نداشتند. بعضی از کارگردانان موفق امروز، با نگاهی انتقادآمیز به‌آن جریان می‌نگرند و معتقدند که برخوردی نخبه‌گرایانه با فیلم‌سازی در رژیم قبلی تشویق می‌شد.

ایستفان سابو می‌گوید: هرگز این نیاز را احساس نمی‌کردند که باید در مورد مسائل مربوط به‌فروش فیلم فکری بکنند و یا خواست‌های تماشاگران فیلم‌ها را در نظر بگیرند. … اما توجه کردن به آن‌چه که تماشاگران می‌خواهند و برآوردن خواسته‌های آن‌ها، تنها راه نجات صنعت سینماست! به قول جیولاگازداگ (کارگردان): نود درصد فیلم‌هایی که در حال حاضر در مجارستان نمایش داده می‌شود، محصول هالیوود است. بسیاری از کسانی که در صنعت سینمای مجارستان فعالیت می‌کنند معتقدند که باید نمایش فیلم‌های خارجی را ممنوع کرد، ولی راه‌حل این نیست.

جشنواره بین‌المللی تورونتو در 1995 از مجارستان به عنوان کشوری با سنت‌های برجسته سینمایی، قدردانی کرد و تحت عنوان راپسودی‌های مجارستانی، منتخبی از بیست فیلم جدید در برنامه معتبر سینمای ملی آن جشنواره نمایش داده شد.

علی همتی

 زیر نویس:

- در سینمای نوین یوگوسلاو و منطقه بالکان، از سر سازشکاری با جریانات روز، آن‌چه که از کمونیسم به نمایش گذاشته می‌شود، آن‌ست که باعث نوع پیچیده‌ای از سلطه مردانه شده است. این را بر اساس کلیشه کهنه‌ای است از فیلم‌های دوران کمونیسم بالکان، که در فیلم‌های دوران پس از کمونیسم نیز ادامه دارد! آن زمان موضوع درباره زنان کمونیستی بود که از اخلاقی برتر و منزه برخوردار بودند، ولی قربانی خواسته‌های جنسی منحرف شده کاپیتالیست‌ها و فاشیست‌ها می‌شدند. امروز افراد شریر و متجاوزان جنسی فیلم‌ها، کمونیست‌ها هستند؛ با خصایلی حیوانی و عاری از هرگونه معیار اخلاقی! این‌که آیا آن‌ها صادقانه به آن‌چه که مطرح می‌کنند اعتقاد دارند، خارج از محدوده بحث سینمای مجارستان است.

Posted by Ali Hemmati at 15:59:21 | Permalink | No Comments »

Thursday, May 1, 2008

چهل‌مین سالگرد سرکوب دانشجویان دانشگاه کلمبیا

 ۲۶ آوریل ۱۹۶۸: تحصن در دانشگاه کلمبیا ۲۴ آوریل ۱۹۶۸، دانشگاه کلمبیا - ورود دانشجویان به اتاق رئیس دانشگاه از پنجره

سی ام ماه آوریل، مصادف بود با چهل‌مین سال‌گرد یکی از وقایع مهم سال پرجوش و خروش و انقلابی ۱۹۶۸: برخورد خشونت آمیز نیروهای رزمی پلیس شهر نیویورک با دانشجویان دانشگاه کلمبیا و سرکوب اعتصاب آن‌ها. در مراسم یادبودی که به همین مناسبت این هفته در نیویورک طی سه روز انجام شد، پانصدنفر از دانشجویان سابق و فعالانی که در آن اعتصاب شرکت داشتند خاطره جنبش دانشجویی و اعتصاب هفت روزۀ کلمبیا را گرامی داشتند.

درست چهل سال پیش، در تاریخ سی ام آوریل ۱۹۶۸، اعتصاب بزرگ و پر سروصدای دانشجویان دانشگاه کلمبیا که توسط فعالان سازمان «دانشجویان برای یک جامعه دموکراتیک» (SDS) هدایت می‌شد، با مداخله خشونت آمیز پلیس به پایان رسید. دلایل اعتصاب را دانشجویان «نژادپرستی و نظامی‌گری» در تصمیمات و طرح‌های دانشگاه ذکر کرده بودند. اعتصاب به تعطیلی همه کلاس‌ها انجامیده بود.

پس از شکست مذاکرات طولانی میان رییس دانشگاه و رهبران دانشجویی، در سحرگاه هفتمین روز اعتصاب که طی آن پنج ساختمان اصلی دانشگاه کلمبیا به اشغال دانشجویان درآمده بود، یک نیروی هزار نفره از پلیس شهرنیویورک و نیروهای شخصی پوش امنیتی به بست نشینان ساختمان‌های اشغال شده حمله بردند. ساعت‌ها پیش از شروع حمله، مقامات جریان آب و خطوط تلفن ساختمان‌های اشغالی را قطع کرده بودند.

در ساعت ۲ و بیست دقیقه نیمه شب، صدای بلندگوی پلیس بلند شد که آخرین اولتیماتوم را به دانشجویان می‌داد تا تسلیم شوند. به فاصله کوتاهی یونیفورم پوش‌های کاسکت به سر با باطوم و چراغ قوه، و چماق به دستانی که شبیه دانشجویان لباس پوشیده بودند، به اعتصابیان حمله بردند.

یکی از خبرنگاران روزنامۀ نیویورک تایمز به نام رابرت تامس جونیور با ضربه دستبد آهنی یک شخصی پوش به سرش از بالای پله ها به پایین پرتاب شد. چشم عکاس مجله لایف به نام ستیو شاپیرو مورد اصابت ضربه مشت یک پلیس قرار گرفت و هنگامی که او کارت خبرنگاری‌اش را نشان داد دوربین‌اش را گرفتند و شکستند.

پس از ضربه‌های باطوم و لگد به دانشجویان، آن‌ها را با دست یا پا می‌گرفتند و از پله‌های سنگی با خشونت پایین می‌کشیدند و همان‌طور کشان کشان صدها متر تا محل پارک وانت‌های پلیس در خیابان برادوی می‌بردند. در این زد و خورد که تا ساعت پنج صبح به طول انجامید، ۱۳۲ دانشجو، چهار استاد، و ۱۲ افسر پلیس زخمی شدند، و ۷۲۰ نفر نیز دستگیر و روانه زندان گشتند.

این هفته در دانشگاه کلمبیا و در محله «مورنینگ هایتز» در مجاورت دانشگاه، طی چهار روز در برنامه‌هایی به مناسبت یادبود این واقعه، حدود پانصد تن از فعالانی که در اعتصاب چهل سال پیش شرکت داشتند، با موی سفید و صورت‌های چروک خورده، دور هم جمع شدند تا یاد این واقعه و مبارزات دانشجویی سال ۱۹۶۸ را زنده کنند. برخی با دانشجویان کنونی معترض به جنگ عراق و افغانستان ملاقات کردند و از تجارب خود با آن‌ها سخن گفتند. در یکی از این مراسم، رئیس کنونی دانشگاه آقای لی بولینجر حضور پیدا کرد و به شوخی گفت مایل است دفتر خود را تمام شب در اختیار این رادیکال‌های سالخورده بگذارد.

اعتصاب دانشجویان رادیکال هرچند با مداخله خشن پلیس به پایان رسید اما به فاصله کوتاهی پس از آن دانشگاه کلمبیا مجبور شد ارتباط خود را با یکی از انستیتوهای تحقیقاتی پنتاگون که برای جنگ ویتنام کار می‌کرد قطع کند. دانشگاه کلمبیا از ساختن بنایی که قرار بود برای ساکنان سیاه‌پوست هارلم در خروجی جداگانه داشته باشد صرف‌نظر کرد. دانشجویان زندانی مشمول عفو شدند و رییس دانشگاه گرِیسون کرک و معاون او نیز زودهنگام مجبور به استعفا گشتند. در مراسم یادبود این هفته، برخی از شرکت کنندگان اشاره کردند که رابطه دانشگاه کلمبیا با همسایگان سیاه‌پوست و فقیر خود در محله هارلم هم‌چنان ارباب منشانه و نژادگرایانه باقی مانده است.

اما جنگ ویتنام و نظام وظیفه اجباری در سال‌های بعد بسیاری از جوانان آمریکایی را به کام خود کشید.

دویچه وله 01.05.2008

Posted by Ali Hemmati at 16:34:57 | Permalink | Comments (2)