نارضایتی از نظام سیاسی موجود در آلمان
نوسانات در وضعیت اقتصادی و رفاهی جامعهی آلمان سبب شده که شک و تردیدها نسبت به کارآیی نظام سیاسی کنونی افزایش یابد. بنا به یک تحقیق جدید، بیاعتمادی به کارآیی نظام موجود صرفن به اقشار فرودست جامعه محدود نمانده است.

نمایی از مقر دولت آلمان
باور به کارآیی نظام سیاسی موجود در آلمان رو به کاهش است. این نتیجهی یک گزارش تحقیقی تازه است که به سفارش بنیاد فریدریش ابرت (که به حزب سوسیال دمکرات آلمان وابسته است) انجام شده است. برای تهیهی این گزارش ۲۵۰۰ نفر از گروههای مختلف اجتماعی آلمان مورد پرسش قرار گرفتهاند. در گزارش بنیاد ابرت آمده است که از هر سه آلمانی، یک نفر نظام دمکراتیک موجود را دیگر حلال مشکلات جامعه نمیداند! در شرق آلمان شمار این گونه افراد به ۵۳ درصد جمعیت میرسد!
فرانک کارل (ریاست هییت تهیهی گزارش) این آمار و ارقام را دهشتناک توصیف کرده است. در سالهای اخیر، شماری از محققان اجتماعی آلمان به این نتیجه رسیدهاند که نارضایتی نسبت به کارآیی روندهای سیاسی کشور در حال افزایش است. ولی شواهدی در دست نبود که این نارضایتی به شک و تردید عمومی نسبت به سیستم سیاسی کشور راه برده باشد. گزارش پژوهشی بنیاد ابرت نیز تاکید دارد که پرسششوندگان بیش از همه با کارکرد کنونی سیستم سیاسی کشور مشکل دارند و نه با خود دمکراسی. به گفتهی فرانک کارل، ۲۵ درصد پرسششوندگان گفتهاند که از نظام دمکراسی فعلی در آلمان رضایت ندارند. این رقم در شرق آلمان بر ۴۱ درصد بالغ بوده است.
ارقام درنگانگیز یادشده، خود دستاندرکاران گزارش تحقیقی بنیاد فریدریش ابرت را نیز به شگفتی واداشتهاند. آنها در ابتدا در پی تعیین علل کمشدن تمایل مردم به شرکت در انتخاباتها بودند. بنا به نظرسنجی انجامشده، از هر دو آلمانی یکی احتمال میدهد که در انتخابات پارلمانی سال آینده شرکت نکند! احساس بیعدالتی اجتماعی مهمترین دلیلی بوده است که پرسششوندگان دربارهی بیباورشدنشان به کارآیی نظام دمکراتیک کنونی عنوان کردهاند! ۶۰ درصد پرسششوندگان گفتهاند که احساسشان این است که در آلمان روندها و تحولات اجتماعی سمت و سویی ناعادلانه دارد.
بیاعتمادی به دمکراسی حاکم در آلمان بیش از همه در میان بیکاران و دریافتکنندگان کمکهای حداقل از سیستم تامین اجتماعی کشور دیده میشود. بنا به گزارشی که دولت آلمان در بارهی وضعیت فقر انتشار داد، از هر ۸ شهروند این کشور یک نفر در زیر خط فقر به سر میبرد. اگر کمکهای مربوط به سیستم تامین اجتماعی نبود، این رقم به یک در چهار میرسید! گزارش یادشده میگوید که شکاف میان فقر و غنا در آلمان رو به افزایش است. اما تازهترین و عمدهترین نکتهی نگرانکننده در گزارش بنیاد ابرت این است که بیاعتمادی به نظام کنونی آلمان دیگر محدود به فرودستان جامعه نیست. بنا به این گزارش، بسیاری از افراد وابسته به قشرهای میانی جامعه نیز نگران آنند که وضعیت مالی وشغلیاشان رو به وخامت رود و به جزیی از اقشار فرودست بدل شوند. اکثر این افراد نظام موجود را مسوول بروز چنین وضعیتی تلقی میکنند.
کم نیستند محققانی که تکوین دمکراسی در آلمان را ویژه تلقی میکنند. به باور آنها نظام دمکراتیک کنونی عمدتن محصول شکست در جنگ بوده است و باور مردم به آن نیز، ریشه در کارآیی سیستم تامین اجتماعی آلمان داشته که در دهههای بعد از جنگ، به موازات نظام دمکراتیک تکوین و تکامل یافته است. حال که متاثر از روندهای داخلی و بینالمللی، اوضاع اقتصادی و سیستم تامین اجتماعی آلمان با نوساناتی دست به گریبان است، دمکراسی نیز برای بخشهایی از مردم اعتبار و اهمیت خود را از دست داده و آنها اینک مشکلات کنونی را به کلیت نظام دمکراتیک موجود نسبت میدهند.
نکتهای که برای پژوهندگان بنیاد ابرت کمتر تازه و شگفتانگیز بوده است، همانا سطح نازل اعتماد و اعتقاد عمومی به احزاب و سیاستمداران است. تنها یک سوم پرسششوندگان بر این عقیده بودهاند که رویکردها و جهتگیریهای سیاستمداران با خواست و تمایل مردم تطابق دارد. باور غالب در میان پرسششوندگان این است که عملکرد احزاب و سیاستمداران بیش از پیش در خدمت منافع و مصالح گروههای فرادست جامعه (طبقه سرمایهدار) قرار گرفته است.
در مورد آینده نیز بسیاری از مردم آلمان چشمانداز تیرهای برای وضعیت خود تصور میکنند. تنها یک سوم پرسششوندگان گفتهاند که با امیدواری به تحولات و روندهای ۵ سال آینده مینگرند. اصلاحات انقباضی که از چند سال پیش در سیستم تامین اجتماعی آلمان آغاز شده، از نظر ۵۷ درصد پرسششوندگان منفی و ناعادلانه است و باید دسـتکــم برای مدتی پیگیری آنها را به حال تعلیق درآورد.
رویترز، اشپیگل
30.06.2008

